77 - فرازى از علم امام جواد (عليه السلام )



مامون (هفتمين خليفه عباسى ) به خاطر سياست جلب قلوب مردم مى خواست دخترش ام الفضل را به ازدواج حضرت جواد (عليه السلام ) درآورد، بستگان او از اين كار ناراضى بودند حتى اعتراض شديد كردند.
مامون اوصاف عالى از جمله كمال علم امام جواد (عليه السلام ) را به اطلاع آنها رساند، و پس از گفتگوهاى زياد بنابراين شد كه يك مجلس باشكوهى تشكيل شود، و يحى بن اكثم كه فرد زيرك و هوشمندى بود، سؤ الاتى از امام جواد بكند، آن مجلس را تشكيل شد، يحيى بن اكثم سؤ الاتى از امام جواد (عليه السلام ) كرد و آن حضرت به خوبى جواب داد كه همه مجلسيان متحير شدند.
تا اينكه به تقاضاى يحيى ، بنابراين شد كه امام از او سوال كند، امام رو به يحيى كرد و فرمود: به من خبر بده از مردى كه اول روز به زنى نگاه كند، حرام باشد، و وقتى كه ساعاتى از روز گذشت ، نگاه او به آن زن جايز باشد، و هنگام ظهر، نگاهش حرام باشد و هنگام عصر جايز باشد، و هنگام غروب ، حرام باشد و آخر شب جايز باشد، و نصف شب حرام و هنگام طلوع فجر جايز باشد، بگو ندانم اين مسائل چگونه است ؟.
يحيى گفت : سوگند به خدا پاسخ اين سوال و وجوه آن را نمى دانم .
امام جواد (عليه السلام ) فرمود: اين زن ، كنيز شخصى بود، مردى به او در اول روز نگاه كرد، نگاه او حرام بود، پس از ساعاتى آن كنيز از صاحبش ‍ خريد، نگاه آن مرد به آن زن جايز شد، هنگام ظهر آن كنيز را آزاد كرد، نگاه مرد به آن زن حرام گرديد، هنگام عصر با آن زن ازدواج كرد، نگاه او به آن زن جايز شد، هنگام غروب آن مرد نسبت به آن زن ، ظهار (110) كرد و نگاه آن مرد به آن زن ، حرام شد، و در آخر شب كفاره ظهار را داد و نگاه به آن زن براى او جايز شد نصف شب او را طلاق داد، نگاه مرد به آن زن حرام شد، صبح آن زن رجوع كرد، نگاه به آن زن جايز گرديد!!.
همه حاضران از طرح اين مساله و وجوه آن ، حيران شدند - با توجه به اينكه امام جواد (عليه السلام ) در آن وقت نوجوان بود - و به اين ترتيب اقرار به عظمت علمى امام جواد (عليه السلام ) نمودند. (111)